· وضعيت ايران در مورد پليمرهاي پرمصرف در حال حاضر چگونه است؟ با توجه به پيشبينيهايي كه انجام شده و تحرك خيلي مناسبي كه پتروشيمي آغاز كرده است، ما در شرايطي هستيم كه اگر مشكلات ارزي و مالي پتروشيمي حل بشود ما در 2 سال آينده قادر به توليد 5 ميليون تن پليمر شامل پلياتيلن، پليپروپيلن، PVC، PET و PC خواهيم بود كه اين رقم، رقم مناسب و قابل قبولي است و اگر سياست تبديل مواد خام به محصول نهايي را بجاي فروش نفت و گاز دنبال كنيم منافعي كه از اين طريق براي كشور بدست ميآيد بسيار بيشتر خواهد بود.
· به عقيده بعضي از صاحبنظران پليمرهاي پرمصرف حجم توليد بالا ولي ارزش افزودهاي پايين دارند. بطوري كه درآمد حاصل از فروش نفت تفاوت چنداني با درآمد حاصل از فروش اين مواد پليمري ندارد؟ نظر شما در اين رابطه چيست؟ البته اينگونه كه شما ميگوييد نيست. در حال حاضر ما حدود 50 درصد سود داريم ولي نكتهاي كه به آن توجه نميشود تعداد افراد شاغل در اين صنعت است و اينكه حقوق آنها جزء مخارج به حساب ميآيد و اگر اين را هم به عنوان سود به حساب بياوريم مزاياي آن براي دولت بسيار بيشتر ميشود. قيمت پليمرهاي عادي، قيمت مناسبي است بطوريكه پلي اتيلن كه ارزانترين آنها ميباشد كيلويي حداقل 50 سنت به فروش ميرود.
علاوه بر اين ما اگر به كشوري مانند ژاپن نگاه كنيم ميبينيم كه آنها بدون منابع اوليه نفت را ميخرند و آنرا تبديل به پليمر ميكنند و ميفروشند و با درآمد آن زندگي ميكنند. چرا ما اين كار را نكنيم؟ ما بايد با شبيهسازي (simulation) مسائل و مشكلات را حل كنيم، آنگاه سودهي مرتباً بالا ميرود. البته بايد بازارهاي جهاني را نيز مد نظر داشت كه يك روز بازار ضعيف و يك روز بازار قوي ميشود. به عنوان مثال زماني كه واحد متانول شيراز راه افتاد همه ميگفتند كه بازار ندارد و كسي آنرا نميخرد ولي اكنون يك قطره از آن نيز موجود نيست و تمام توليد پيش فروش ميشود.
· مشكل ديگر پتروشيمي كيفيت پايين محصولات پتروشيمي است. در اين زمينه چه كارهايي انجام شده است؟ اين مشكل بايد به دست دانشگاه حل شود. زماني هر محصولي با هر كيفيتي توليد ميشد، مصرف كننده مجبور بود استفاده كند. اما در حال حاضر به خاطر تنوع زياد پليمرهاي موجود در بازار، پتروشيمي ناچار است كه به نيازهاي مشتري احترام بگذارد و مسئله خود را با مشتري حل نمايد. خوشبختانه در حال حاضر در پتروشيمي با تخصيص بودجه فراوان و تلاش گسترده سعي در حل مشكلات دارد. اما بايد به خاطر داشته باشيم كه كارهاي تحقيقاتي زمانبر هستند.
علاوه بر اين ما در زمينه پايلوت پلنت دچار مشكل هستيم كه براي رفع اين مشكل نيز سرمايهگذاري زيادي صورت گرفته و پايلوتهاي زيادي ساخته شدهاند يا در حال ساختند و در آيندهاي نزديك ما اين آمادگي را پيدا خواهيم كرد تا با كاهش ضرر و زيان، نتايج مطلوبي بدست آوريم و بتوانيم واحدهاي صنعتي بزرگمان را اصلاح كنيم.
همچنين ما در تربيت و جذب نيروي انساني كار نكردهايم و اگر هم كاري شده بر اساس سيستمهاي كارمندي موجود بوده، كه چندان كارآمد و موثر نبوده است.
البته بايد به اين نكته هم توجه كرد كه محصولات پتروشيمي منحصر به پليمرها نيست و محصولات غير پليمري نيز وجود دارند كه بايد به آنها نيز توجه كرد، كه خوشبختانه با طرحهايي نظر طرح پويش موفقيتهاي خوبي در اين زمينه نيز حاصل شده است.
· رابطه پتروشيمي با دانشگاه در گذشته بسيار ناچيز بوده است. در حال حاضر وضعيت چگونه است؟ 
در سالهاي اخير R&D پتروشيمي توسعه چشمگيري پيدا كرده است و تعداد زيادي نيروي متخصص جديد استخدام شده است كه در حال آموزش و كسب تجربه هستند. علاوه بر اين نيروهاي متخصص را در دانشگاهها شناسايي كردهاند و قراردادهاي زيادي با دانشگاهها بستهاند و بودجه زيادي را صرف اين كار كردهاند. همچنين يكي ديگر از كارهاي پتروشيمي، تاسيس دانشگاه ماهشهر ميباشد كه با سرمايهگذاري پتروشيمي انجام شده و هدف اصلي در آن دورههاي تحصيلات تكميلي ميباشد كه در 5 يا 6 دانشكده مهندسي متمركز ميشود. اهم فعاليتهاي دانشگاه ماهشهر توسعه تحقيقات است، كه با توجه به R&D پتروشيمي بندر امام خميني كه در كنار آن قرار دارد و داراي امكانات زيادي ميباشد، پتروشيمي ميتواند در كوتاهترين زمان به اين مهم دست يابد. پيشبيني ميشود در يكي دو سال آينده دورههاي دكترا هم در اين مركز راهاندازي شود و تعداد زيادي دانشجوي دكترا در آنجا مشغول به تحصيل شوند.
· با توجه به رشد پتروشيمي و همچنين سرمايهگذاريهاي انجام شده در اين بخش پليمرها بطور حتم در آينده پتروشيمي به نيروي انساني متخصص زيادي احتياج خواهد داشت. براي تامين اين نيروي انساني متخصص برنامههاي پتروشيمي چيست؟ مطابق قراردادي كه دانشكده مهندسي پليمر دانشگاه اميركبير با پتروشيمي بسته است اين دانشكده سالانه 3 دوره آموزشي براي مهندسين شيمي تازه استخدام شده پتروشيمي برگزار ميكند و تقريبا تمام دروس مورد نياز اين دانشجويان به آنها آموزش داده ميشود. اين افراد با داشتن پيشزمينه مهندس شيمي تبديل به مهندس پليمر ميشوند البته علت اين امر هزينه بالاي پرورش مهندس پليمر و زياد بودن هزينه ثابت يك دانشكده مهندسي پليمر ميباشد.
علاوه بر اين نيروي انساني قابل توجهي براي آموزش دادن وجود ندارد. براي رفع اين مشكل به نيروهاي دكترا تكيه خواهد شد و اميد است كه با پذيرش ساليانه 10 دانشجوي دكترا در دانشگاه ماهشهر و در اختيار قرار دادن امكانات بندر امام به سرپرستي استادان دانشگاه علاوه بر اين كه گام مهمي در تحقيق و توسعه برداشته خواهد شد، به تدريج با آموزش اين افراد مشكل نيروي انساني آموزش دهنده رفع شود. بعد از آن آموزش نيروي انساني متخصص مورد نياز بهطور تصاعدي افزايش يابد.
در طي تكميل برنامههاي كنوني پتروشيمي به 6500 مهندس پليمر نياز ميباشد كه بعد از پايان برنامهها نياز است كه دوباره تجديد شوند. اين حجم نيروي انساني را نميتوان يكدفعه آموزش داد ضمن اينكه پتروشيمي هم اين نيروي انساني را يكروزه نميخواهد و بتدريج جذب خواهد كرد.
· آيا در حال حاضر ميزان توليد نيروي انساني در مقاطع ليسانس و فوق ليسانس جوابگوي نياز كشور ميباشد؟ خير- ما تنها پژوهشگاه پليمر را بگونهاي طراحي كردهايم كه 500 تا 600 نفر متخصص در آن فعاليت نمايند در حالي كه اكنون به زحمت به 100 نفر ميرسند. اين نيروي انساني بايد از داخل تامين شود. در مقطع ليسانس ما سالانه 60 مهندس پليمر تربيت ميكنيم و بيش از اين ظرفيت نداريم و دانشگاه هم به علت كمبود بودجه اجازه افزايش ظرفيت را نميدهد. البته يك دوره با كمك پتروشيمي افزايش ظرفيت داده شد بطوري كه هزينة آنها را پتروشيمي تقبل ميكرد ولي از آنجا كه اين دانشجويان بعد از تمام دروس تمايلي به رفتن به نقاط جنوبي كشور را نداشتند لذا اين كار ادامه پيدا نكرد.
به همين علت از آن پس پتروشيمي اول نيروها (مهندسين شيمي) را استخدام ميكند و سپس آنها را طي يك دوره يكساله آموزش ميدهد تا تبديل به يك مهندس پليمر شوند.
· بعد از بحث نيروي انساني مبحث ديگري كه مطرح ميشود مسائل زيست محيطي است. پتروشيمي چقدر به اين مسائل توجه ميشود؟ در گذشته كه توجه چنداني به اين مسائل نميشد، در چند سال اخير تا اندازهاي اين مبحث نيز توجه شده است كه البته زياد رضايت بخش نيست. متاسفانه در حال حاضر در صنعت ما آلودگيهاي ناشي از اين مقوله بسيار زياد ميباشد. هماكنون در برنامههاي عادي پتروشيمي بخشي را براي آموزش متخصصان در زمينه محيط زيست ايجاد كردهايم و سعي در ارتقاء اين مقوله داريم.
· در مورد سرمايهگذاري در پتروشيمي كشور نظر شما چيست؟ به نظر من مقدار سرمايهگذاري در صنعت پتروشيمي كشور مناسب است و ما بيش از اين ظرفيت نداريم و ضمنا از نظر امكانات و نيروي انساني در مضيقه هستيم. البته ما بايد درصدد ايجاد زيربناهايي در بخشهاي تحقيقاتي، تربيت نيروي انساني و مطالعاتي باشيم تا در آيندهاي نه چندان دور همگام با توسعهاي كه از طريق خريد ليسانسهاي خارجي صورت ميگيرد خودمان هم بتوانيم وارد عرصه شويم.
· شما فرموديد كه ميزان سرمايهگذاريها كافي بوده، اما با توجه به ميزان سرمايهگذاريهاي كشورهاي ديگر نظير عربستان در بخش پليمرهاي عادي آيا ميتوان گفت سرمايهگذاريهاي ايران براي رقابت در سطح بينالمللي كافي بوده است؟ البته مسئله سياستهاي دولت نيز مطرح ميباشد. هنوز بعضي از اركان دولت سياستهاي ضد خارجي دارند و جلوي سرمايهگذاريهاي خارجي و توسعه فيزيكي را ميگيرند. به علت عدم هماهنگي ارگانهاي مختلف ريسك سرمايهگذاري در ايران بالا رفته و سرمايهگذار خارجي تمايلي به سرمايهگذاري در ايران ندارد.
· يعني قوانين داخلي ايران براي سرمايهگذاري خارجي مناسب نيست؟ خير، البته اصلاحاتي انجام شده ولي اين اصلاحات كافي نيست، تازه حضور قانون هم كفايت نميكند، مجريان آن قانون بايد به آن احترام بگذارند. اگر قانون وضع شود و بعد جلويش بايستند چه فايدهاي دارد. قانون بايد مجري داشته باشد و از آن حمايت شود تا مؤثر باشد.
· سرمايهگذاري كه در صنايع پايين دستي و صنايع مرتبط با پتروشيمي انجام شده در چه حدي است؟ در صنايعي مانند ماشينسازي ما داراي پتانسيلهاي خوبي هستيم ولي از آنجا كه اين صنايع از حمايتهاي دانشگاهي برخوردار نيستند در رقابت با صنايع خارجي دچار مشكل ميشوند و تنها كاري كه ميتوانند بكنند كپيبرداري از ماشينآلات آنها ميباشد. در صنايع پايين دستي نيز پتروشيمي بايد به مساله مشتري محوري توجه كند. يكي از مشكلات صنايع پايين دستي اين است كه ماشين آلاتي كه معمولا از خارج تهيه شده توسط سازنده براي استفاده از محصولات كارخانهاي مشخصي تنظيم شده است كه البته اين به معني عدم قابليت استفاده از مواد توليدي در پتروشيمي كشور، در اين دستگاهها نيست.
در اينگونه موارد پتروشيمي بايد مواد توليد خود را به مشتري معرفي كند و شرايط فرآيندي آن را به مشتري آموزش دهد. اين كار را ميتوان با كمك دانشگاه و با حمايت پتروشيمي انجام داد. در مواردي هم كه محصولات ما در صنايع داخلي كاربرد ندارد ميتوان از معامله پاياپاي استفاده كرد. بدين صورت كه محصولات خود را به خارج صادر و مواد مورد نياز صنعت را وارد نمايد.
· مسئله انتقال تكنولوژي در پتروشيمي اهميت زيادي دارد ولي ما شاهديم كه تكنولوژيهايي كه وارد ميشوند تكنولوژيهاي قديمي و بعضا فرسوده هستند علت اين امر چيست؟ مشكل عمده پتروشيمي در اين زمينه نداشتن افراد پژوهشگر در اين زمينه ميباشد كه اين مشكل با توسعه R&D به تدريج برطرف ميشود.
· براي بدست آوردن تكنولوژي به نظر شما از چه روش بايد عمل كرد، بايد به سمت R&D رفت يا اينكه به انتقال تكنولوژي از خارج از كشور دست زد؟ به نظر من پتروشيمي بايد دو پروژه ميان مدت همزمان داشته باشد. طي يكي از آنها پتروشيمي نيازهاي خود را در طي يك مدت مشخص مثلاً 5 سال از خارج از كشور وارد كند و به صورت همزمان در پروژه ديگر به پرورش نيروي انساني بپردازد و تحقيقات توسعهاي همان تكنولوژيهاي وارداتي و بومي كردن آنرا گسترش دهد بطوري كه بعد از گذشت زمان مشخصي با نيروي انساني كه تربيت كرده است وارد ميدان شود.
· اكنون نيز در حال وارد كردن تكنولوژي از خارج هستيم ولي در بسياري از موارد شاهد هستيم كه حتي با وجود اينكه 20 سال يك تكنولوژي وارد كشور شده نتوانستهايم هيچ تغييري در آن ايجاد كنيم و بعد از 20 سال مجبوريم دوباره آن تكنولوژي را وارد كنيم. چرا؟ اين امر به علت عدم وجود تحقيقات در كشور است. بايد در كنار انتقال تكنولوژي بحث تحقيقات پيگيري شود تا تكنولوژي توسعه يابد. مثال بارز آن در كشور ماشين پيكان است كه بعد از 40 سال توليد هيچ تغييري نكرده است. ولي سازنده خارجي اوليه با تحقيقات نسلهاي بعدي آن را توليد و اكنون ماشينهاي بهتري توليد مينمايد. در كشور ما به فكركردن بها داده نميشود و هميشه ديگران براي ما فكر ميكنند. وسيلهاي كه خريداري ميكنيم آنقدر با آن كار ميكنيم كه مستهلك ميشود. تمام صنايع قديمي ايران محكوم به فنا هستند. اگر مرزهاي ايران باز شود به گفته مسئولين 80% درصد صنايع بايد تعطيل شود چون قدرت رقابت ندارند.
· به نظر شما هنگام وارد كردن تكنولوژي چه عواملي را بايد در نظر گرفت؟ ما بايد بهترين تكنولوژي را بخريم و از لحظهاي كه آن تكنولوژي خريداري شد بايد بدانيم كه شمارش معكوس نابودي آن آغاز شده است لذا بدون درنگ بايد شروع به توسعه و بهينه كردن اين تكنولوژي نمود.
· آيا سرمايهگذاريهايي كه در پتروشيمي انجام شده درست بوده و درست برنامه ريزي شده است؟ پتروشيمي از ابتدا پيشبينيهاي لازم براي نيروي انساني و تحقيق و توسعه جهت طرحهاي خود نداشته است و پس از سرمايهگذاري اين نيازها خود را نشان دادهاند. خوشبختانه اكنون در زمينه نيروي انساني و R&D سرمايهگذاري خوبي انجام شده است. اما ما مشكل بخش خصوصي را نيز داريم كه اصلا توجهي به R&Dندارد و به محض حصول سود بجاي سرمايهگذاري بعدي به مصرف سرمايه در امور ديگر ميپردازند، بطوري كه اكنون R&Dدر بخش خصوصي كشور نادر است.
صنايعي كه تا چند سال پيش جزء صنايع سودآور كشور بودند حالا وبال صنعت كشور شدهاند به عنوان مثال با آنكه در تايرسازي توسعه خوبي انجام شده با اين حال ضخامت تاير ايراني بسيار بيشتر از ضخامت تاير اروپايي است كه موجب ميشود وزن تاير ما دو برابر وزن تاير اروپايي است. خوب طبيعي است كه ما قدرت رقابت نخواهيم داشت.
· چالشهايي كه صنعت پتروشيمي در پيش روي خواهد داشت چيست؟ بحث تحقيقات و پژوهش يكي از مهمترين چالشها در پتروشيمي خواهد بود، به ويژه در بخش پايلوت پلنت كه بايد به شدت برروي آن كار شود.
نيروي انساني از ديگر چالشهاي پتروشيمي خواهد بود كه بايد در جهت تربيت نيروي انساني كارآمد و محقق قدم بردارد. همچنين در پتروشيمي بايد با آيندهنگري اهداف بلند مدت و دور از دسترس تعيين شود و به افراد ماموريت داده شود تا آنرا به انجام برسانند.
بطور كلي مديريت در اكثر صنايع كشور رابطهاي است نه ضابطهاي و اين هم يكي از معضلات كشور خواهد بود. مشكل مديريت بويژه در سطوح مياني و پايين بيشتر ديده ميشود. بايد براي هر پست مشخصات ويژهاي تدوين شود و افراد بر اساس تواناييها و نيازهاي پست مورد نظر انتخاب شوند.
همچنين آموزش نيروهاي موجود پتروشيمي نيز يكي از كارهايي است كه بايد انجام شود زيرا يكنواختي و يكسان بودن كارها باعث مرگ خلاقيت يك مهندس ميشود. اگر چه اكنون نيز در پتروشيمي آموزش وجود دارد ولي بايد حساب شدهتر باشد.
سياستگذاريهاي كلان در زمينه ارتباط دانشگاه و صنعت نيز وجود ندارد. در اين مورد نيز ميتوان با تعيين اهداف بزرگ و ملي و سوق دادن تمام امكانات كشور در جهت تحقق اين اهداف موجبات توسعه كشور در تمام زمينهها را فراهم كرد. مثالي كه در اين مورد ميتوان زد، پروژه آپولو در آمريكا ميباشد. اين پروژه با تعيين هدفي بزرگ و تخصيص بودجهاي فراوان امكانپذير شد. شايد رسيدن به كره ماه يكي از دستآوردها ي كوچك اين پروژه بود. براي انجام اين پروژه بودجه تخصيص يافته در سراسر آمريكا بين دانشگاهها تقسيم شد و تمام دانشگاهها و صنايع با اين پروژه در بخشهاي مختلف درگير شدند. به اين طريق پيشرفتهاي چشمگيري در رشتههاي مختلف به وجود آمد. توسعه كامپيوتر، الكترونيك، علم مواد، پليمرهاي سوختي و موارد بسياري از اين دست را ميتوان نام برد. افزون بر اين اينكار موجب يك اعتماد بنفس ملي در آمريكا شد.
در كشور ما نيز بايد اين گونه سياستگذاريها و برنامهها به اجرا در آيد براي اين كار ميتوان از پتانسيلهاي موجود در دانشگاهها استفاده كرد